♡♡♡آغون آغون♡♡♡
چند وقته که روز ها با بابایی و مامانی میشینیم صحبت کردن و دردودل ،من کلی تمرین کردم تا بالاخره تونستم اولین آغون آغون هامو بگم
.خدایا چقدر حرف زدن سخته یک کلمه که می خوام بگم اینقدر به خودم می پیچمتا بالاخره به زبون بیاد تازه بعدش فقط خودم فهمیدم چی گفتم.نمی دونم این مامانی و بابایی این همه نیرو رو از کجا میارن دائم با من حرف می زنند؟
دوست دارم تو بحث هاشون شرکت کنم
البته من که یک کلمه آغون می گم اونا یک ساعت قربون و صدقه ام می رن،حالا دارم تمرین می کنم برا مامان وبابا گفتن،یه وقتها به زبونم میان ها ولی نمی دونم چرا دوباره یادم می ره؟
واقعا حرف زدن کار شگفت انگیز وسختیه...
اینم عکس های من هنگام سخنرانی.![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


♡♡♡آغون آغون♡♡♡
